تفکر در مثنوی
معجزه و کرامات / رضا جوانروح

" زهی قران پارسی،زهی وحی ناطق پاک!

     حالتی بود . در محلتی می گذشتم،آواز چنگ می شنیدم.آن یکی گفت : درویش  وانگه سماع چنگ ؟!

    حالت نازک بود،ناگاه از دهانم بیرون جست که نبینی و نشنوی.همان ساعت ، دست همچنین کرد و دیوار گرفت.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

مقهور حق / رضا جوانروح

هر قصه ای  را  مغزی هست  و  هر حکایتی را  قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند  بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند."

( شمس تبریزی )

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی