تفکر در مثنوی
"خشم بقال " / قصه ای از مقالات شمس

" هر  قصه ای  را  مغزی  هست  و  هر  حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان ، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند.

 (شمس تبریزی)

 

"خشم بقال "

   " آن بقال جهت یک پول که میکس کرده بود(چانه زدن در معامله) با مشتری در خشم شده بود . طبله ها را می ریخت و درهم می زد ، تا مردمان  آمدن او را گرفتن ، نزدیک پنجاه درهم تلف کرده بود . اکنون او را به آخر بسیار غصه کند ، اما آن ساعت چنان خشم بر او غالب شده بود . "

 ( مقالات شمس تبریزی / دفتر اول ، ص 112 سطر 6)         


  

---------------------------------------------------------------------------------

تعبیر متن :

     ادمی اگرچه اکثر اعمال و رفتارش بر اساس حفظ منافع مادی و معنوی اش است لیکن در حالت غیر عادی و غیر طبیعی رفتارهایش امکان دارد که درست بر خلاف و جهت منفعت شخصی اش باشد . خشم و عصبانیت  در اکثر انسانها موجب بروز رفتاری غیر انتظار و دور از عقل و منطق  خواهد شد . رفتاری که بعدا پشیمانی به بار خواهد اورد .

     شمس تبریزی در کلام و گفتارش بسیار توجه به این رفتارهای روانی ادمی دارد . کنکاش او در چگونگی و علل کردارهای غیر منطقی و غیر عقلانی بشری و نقد تیز بینانه او در این موارد یاداور تحلیل رفتارشناسان و روانشناسان امروزی است . او در جای جای گفتارهایش طعنه و کنایه ای دارد به کردارهای ضمیر ناخوداگاه ادمی که قابل کنترل و هدایت نیست .

    در روانشناسی کنترل گفتار و کردار در حالت های برافروختگی روانی و درونی بسیار مطالعه شده و توصیه می شود . در اکثر روایت ها و حکایت ها یی که به صورت رمان یا داستان یا فیلم و قصه نقل شده است مولف اثر با استفاده از اتفاق و رخدادهایی که قهرمان متن در عصبیت و عدم تعادل روانی مرتکب شده است جریان و ضربان اثر را جلو برده و جذاب نموده و اموزنده می کند .  حسد ، کینه ، غرور ، خشم ، شهوت ،عصبانیت ، ... در فیلم بسیار خوب "۷" دیوید فینچر به تصویر کشیده شده است .

    به فرمایش حضرت مولانا در مثنوی :

چون کنی بر بی حسد رشک و حسد        زان حسد دل را سیاهی ها رسد

این جسد  خانهٔ حسد  آمد  بدان             از حسد  آلوده  باشد  خاندان 

خاک شو مردان حق را زیر پا              خاک بر سر کن حسد را همچو ما 

 

خشم و شهوت مرد را احول کند            ز استقامت روح را مبدل کند

چون غرض آمد هنر پوشیده شد       صد حجاب از دل به سوی دیده شد

 

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم           آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم

هر که بی‌باکی کند در راه دوست           ره‌زن مردان شد و نامرد اوست

--------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

   کتاب " مقالات شمس " کاری تحقیقی و تصحیحی است از استاد بزرگوار دکتر محمد علی موحد که از بزرگان عصر حاضر و نیک مردان نسل قدیم است . مقالات ، یادداشتها ی یاران نزدیک مولانا و شمس تبریزی از گفتارها و سخنان گهربار شمس تبریزی است ، که در جلسات خصوصی یاران همدل و همراه ویا در جمعهای گسترده مریدان گفته شده است . این نوشتارها که تا پنجاه سال  اخیر نا مکشوف و نا معروف بوده به همت دکتر موحد جمع آوری و ویرایش گردیده و در ئسترس قرار گرفته است . در یک تقسیم بندی کلی ، گفته های در آسای شمس که در کتاب مقالات درج شده است ، شامل چهار بخش عمده است:

  1- قصه ها و حکایات پند آموز.

  2- تاویل و تفسیر ایات قرانی و احادیث رسول خدا.

  3- گفتار های گهر بار نغز.

  4- شرح حال و احوال شخصی در مورد شمس و اطرافیان و محیط پیرامونی.

در سلسله نوشتارهایی که در وبلاگ تحت عنوان باز خوانی قصص متونی منبعد خواهد آمد ، از بخش" قصه ها و حکایات پندآموز " ، قصصی که مناسبتی با جریانات و مسائل جامعه امروزین داشته باشد نقل خواهد شد .

امید که تجربیات شخصی این بزرگواران عرصه آگاهی معنوی چراغ راهی برای انسان جستجوگر بی پناه دردمند عصر مدرن امروز باشد .

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ - مشتاقان مولوی