تفکر در مثنوی
مقهور حق / رضا جوانروح

هر قصه ای  را  مغزی هست  و  هر حکایتی را  قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند  بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند."

( شمس تبریزی )


   
 

 

"  مقهور حق "

 

        مصطفی صلوات الله علیه  یاری را عتاب کرد که : " تو را خواندم ، چون نیامدی ؟ "   گفت : " به نماز مشغول بودم. "   گفت : " آخر نه منت خواندم ؟ "   گفت : " من بیچاره ام . "  فرمود که : " نیک است اگر در همه وقت مدام بیچاره باشی؛ در حالت قدرت هم خود را بیچاره بینی ، چنانکه در حالت عجز می بینی . زیراکه بالای قدرت تو قدرتی است و مقهور حقی در همه احوال ! "

             

          ( فیه ما فیه  / ص 7 )

 

------------------------------------------------------------------------------------------

تعبیر متن:

    احساس قدرت و اختیار ناشی از امکانات و شرایط و موقعیت های اجتماعی که آدمی برای خود فرض می کند ، او را از این واقعیت جاری در هستی و زندگی اش غافل می دارد که دست بالای دست هم بسیار است . انسان می بایستی این نکته را مد نظر داشته باشد که تغییر در روابط اجتماعی و تبدیل فرصتهای شخصی با توجه به محدود بودن دایره اختیار و دسترسی اش امری اجتناب ناپذیر است .

    نسبی بودن کلیه پدیده ها و پدیدارهای جهان هستی و مطلق نبودن آنها ، تداعی کننده این تفکر است که امکان زایل شدن هر وضعیتی ممکن است . حاکم قادری که قدرت اش را بی منتها و لایزال می پندارد ، فردی که وضعیت حال حاضرش را دائمی می انگارد و بدین لحاظ میدانداری می کند و اصولا در اندیشه به پایان رسیدن دوران ترک تازی ها و منم گوئیها یش را در مخیله اش راه نمی دهد ، با کوچکترین خلل در ساحت ومیدان قدرتش ،  واکنش و عکس العملی تدافعی ونیست انگارانه می گیرد .

    بلا و دردی که چاره ناپذیر است ، هر کسی را متوجه میکند که بایستی متوسل به منبع قدرتی گردد . خدا باوران در این وضعیت بشری سریعا به یاد خدای اشان و استعانت از او می افتند . عجز و لابه و دست یازیدن به دامن خدای یاری دهنده ضعیفان ،  راه چاره ای است برای درمان و علاج واقعه در نظر آنان . خداناباوران در اینگونه مواقع متوجه درون و روان اشان می شوند و آنگاه در پی دستیابی به امکانات بالقوه بشری که در حالت قدرت مندی اشان اعتنایی به آن نداشتند،  بر خواهند آمد .

    کنترل نفسانیات درونی و عدم فریفته گی و مغرور نشدن  به داشته ها ، مانع بروز  خود خواهی و تکبر و خود شیفتگی خواهد شد . کوچک انگاشتن من دروغین ظاهری ، نافی از بین رفتن اعتماد به نفس نیست . پنداری که بر پایه نسبی گرایی جهان استوار باشد ، در هر حال می داند که همیشه چیزی و کسی برتر و بهتر از اوضاع کنونی می تواند وجود داشته باشد . فریفته و خود شیفته شدن ، پرستیدن امری ناپایدار و بی ثبات است .  پایداری احوال ، ممکن نیست . آدمی،  در شدن هر لحظه است . ماهیت انسانی ، با گردیدن همراه است . ثبات دائمی ،  وجود ندارد . تغییر،  خصوصیت ذاتی امورات هستی است . بر بی ثباتی دل بستن ، عین بی ثباتی است. 

----------------------------------------------------------------------------------------

پانوشت :

            " فیه ما فیه " کتابی است منسوب به مولانا و به نثر .  گفتارهای حضرتش را که در مجالس یاران و دوستان بنا به پرسشی و سوالی ، پیش می آمده است ، عده ای یادداشت برداری می کرده اند. این دستنوشته ها بعدا توسط نزدیکان مولانا و بخصوص پسرش  ، سلطان ولد ، جمع آوری و تدوین و ویرایش شده است . نسخی که از این مجلد تدقیق شده بدست آمده است بعدا در فرقه مولویه به عنوان سخنان و فرموده های خداوندگار مورد مطالعه و استناد قرار می گرفته است . در عصر حاضر  استاد فروزانفر با مقابله چندین نسخه معتبر موجود کتابخانه ها و موزه های کشور ترکیه ، دست به تصحیح و تالیف کتاب یاد شده زده و آنچه که هم اکنون در چاپهای مختلف و گرداوری و تصحیح های گوناگون در بازار نشر کتاب موجود است بر پایه همان تصحیح اولیه استاد  صورت پذیرفته است .  سال گذشته هم آخرین تصحیح و تنقیح توسط آقای دکتر توفیق سبحانی بر این کتاب انجام پذیرفت که بنا بر اظهار خودشان مبنای کار همان کار انجام یافته استاد مرحوم فروزانفر  بوده است و افزوده های چند و ادعای یافتن چندین مجلس جدید هم که مطرح شده است ، جای تردید و شک دارد . والله اعلم .

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی