تفکر در مثنوی
" ساحت ماهیتی انسان مدرن " ( بخش اول ) / رضا جوانروح

 انسان مدرن در جهان امروزین و دنیای متجدد با مشخصه ها و مولفه های متعدد آن به دنبال کدام معنا و کدام اصالت ماهیتی وجودی است؟

     برای ورود به زمینه بحث، شناخت و طبقه بندی ساحت های وجودی انسان که نشانی از اصالت در ماهیت ساختاری آدمی دارد، ضروری است.


    اصولاً انسانها در درون جان اندیشناک خود دارای سه ساحت وجودی مستقل و ذاتاً اصیل هستند که تفاوت ماهیتی و ماهوی انسان از حیوان یا نبات و یا جماد را به نمایش می گذارد. مرز انسان بودن آدمی در وجود با دیگر موجودات در هستی و چیستی جهان، اصالت داشتن این ساحتها و تمایز آشکار آنها از یکدیگر است. به باور من سیر تطور اندیشه بشری در طول تاریخ تمدن چندین هزار ساله مکتوب و مستنداش، باروری و گذر از این ساحت های ماهیتی غیرقابل انکار است.

  انواع ساحتها ی ماهیتی انسان

  ۱- ساحت اول انسانی، «ساحت ایمانی» است. همه باورها، اعتقادها و دانش و علوم بشری و نیز ایمان به ناشناختهء بدون استدلال، به این ساحت یا میدان امن ایمانی بر می گردد. بشر اولیه که سطح دانش و اطلاعات او در قلمرو هستی ناچیز بوده و هنوز علوم تجربی به علت کوتاهی دوران تجربه گری اش پختگی و فربه گی لازم را نداشته است، با پناه بردن به این ساحت و پذیرش بدون دلیل آنچه که نمی دانسته یا از فهم آن عاجز بوده و روابط علت و معلولی کافی یا سلسله استنتاج و استقراء منطقی اش به رازگشایی پدیده ها ناکافی بوده، با استفاده از چتر ایمن این ساحت، دایره دلتنگی و اضطراب خود را محدود کرده و رضایت درونی کسب می کرده است.

     پذیرش و قبول دین، باور دینی به وجود خدا به عنوان معنای هستی، چه در ادیان توحیدی و یا ادیان غیرتوحیدی در چارچوب وسیطره باور ایمانی این ساحت شکل می گیرد. انسان مدرن و متجدد در جهان مدرنیته و مدرنیزه شده، علیرغم پیشرفت علوم و دانش تجربی به مفهوم «علم» هنوز نیازمند این ساحت اصیل و ماهیتی وجودی است(1) بدون پذیرش و باور به این ساحت بخشی از دانش یا حکمت بشری و باروری فرهنگ و تمدن انسانی غیرقابل توجیه است.

  

  ۲- ساحت دوم، «ساحت نفسانی» است که قلمروی عواطف و احساسات و غرایز و طبایع درونی جان انسان است. در این میدان ماهیتی، صفاتی چون شهوت، حسد، غرور، کینه، خشم، عشق، ایثار، آرامش درونی، دوستی، کریم بودن و کلیه مقولات و وضعیتهایی که رابطه انسان با خودش (نفس) را تعریف و معنا میکند، می گنجد. هر چقدر که در ساحت تعریف شدهء اولی، آدمی خودش را با بیرون از خود در قلمروی ماهیت وجودی جهان هستی معنا می کرد یا می کند، در این ساحت، با درون خود و ضمیرگاه آگاه و گاه ناآگاه خود در جدال و معناگرایی است.

    رابطه رضایت آدمی از جهان بیرون در این ساحت به یک رابطه داخلی و کنش درونی تبدیل گردیده و تکلیف فرد به لحاظ خصایص بشری و وضعیت انسانی به شخصه و مجزا از تاثیر پدیده بیرونی در این قلمرو تعریف می گردد. این ساحت اگر چه در انسان و حیوان در لایه زیرین تداخل دارند یعنی در سطح طبع و غریزه نفسانی که به صورت اعمال غیرارادی و مشترک در حیوان و انسان بروز می‌کند، لیکن در سطوح عالیتر و بالاتر وجه تمایز آدم با حیوان در حدود میزان کنترل و هدایت عواطف و احساسات خواهد بود.

    در طول تاریخ تمدن بشری و با گذر انسان اولیه و ابتدایی به کمونهای اقتصادی و کشاورزی معشیتی و ناچاراً بروز شهرنشینی در قبال کوه نشینی انسان اولیه، نمود شاخصه های این ساحت در انسان بیشتر و واضح تر گردیده و به ناچار مذاهب و ادیان به عنوان تابلوهای راهنما و هدایت گر بشری، بیشترین توصیه در باروری و فربه گی این ساحت درونی انسان را داشته اند. شناخت پدیده های دخیل در این ساحت و کاوش در ضمیر و کنه وجودی زوایای ناشناخته و راز آمیز و تو در توی نفس شخصی دغدغه اصلی و اساسی انسان شهرنشین شده جوامع بشری بوده است.

    باور مصلحان دینی و اجتماعی و فلسفی در مکاتب فکری و سیستم های اندیشه گی دینی یا غیردینی در طول قرون متمادی براین بوده است که راه رستگاری و فلاح بشر و نیل به رضایت و لذت و آرامش در نهاد ناآرام جهان هستی، واکاوی و روشنگری درون بوده و مسیر هادی و هدایت کننده نه در بیرون، بلکه از درون جان آدمی می گذرد. این ساحت از ماهیت وجودی انسان به علت ریشه دار بودن مقوله های مورد بحث آن و اصیل بودن پدیده های مورد انتظار آن، غیرقابل انکار بوده و حذف و ندیده گرفتن آن بعنوان قلمرویی بسیار تاثیرگذار در رفتار فردی مخصوصاً تاثیر مستقیم و بلاواسطه اش در جان اندیشناک آدمی، موجب بروز ناهنجاری های روانی و شخصیتی گردیده و مسلماً باعث ناامیدی و یآس و نارضایتی از بودن در جهان هستی خواهد شد.

 

   ۳- ساحت سوم، «ساحت اخلاقی» یعنی قلمروی تمایز ماهیتی انسانی در تعریف با انسانی دیگر است. منظور از اخلاق، رفتار در معنای موازین اخلاقی و عمل اخلاقی ناشی از کنترل و غلبه بر ساحت نفسانی که اخلاقیات وظیفه شناسی کانتی به مفهوم امر مطلق که ارتباط انسان با انسان اجتماعی دیگر را تعریف و معنا می کند خواهد بود. قتل، ظلم، دروغ، غیبت، خیانت، زنا و .... ناشی از بدنیتی و بدفعلی آدم اجتماعی شهرنشین مدرن یا سنتی، متجدد یا متقدم در تقابل و تعامل با آحاد جامعه پیرامونی است در حیطه این ساحت به عنوان شاخصه های غیراخلاقی و معضلات اساسی بشر مدرن و مدرنیزه شده بروز می نماید.

    درد و دغدغه انسان امروزین، که در مسیر تمدن مدنی خود از سیر و کنکاش در ساحتهای ایمانی و نفسانی به دستورالعمل ها و ضوابط نسبتاً مدونی دست یافته است، نهادینه کردن موازین اخلاقی و پایبندی به اصول این ساحت، یعنی «ساحت اخلاقی» است.

    جایگزینی دروغ با راست، عدل با ظلم، مشورت با غیبت، زندگی با قتل، خدمت با خیانت، پایبندی به رعایت موازین مثبت مطلق کلی قابل قبول اجتماعی و اخلاقی به منظور برپایی جامعه سالم و بهنجار در دنیای مدرن امروز آنچنان سخت و دشوار و دست نیافتنی است که این قلمرو موضوع مناقشه و مرکز تجمع نیروها و تلاشهای مصلحان و روشنفکران و متفکران اجتماعی قرار گرفته است.

    اهمیتی که هگل برای خانواده و جامعه مدنی و عدم امکان گسستن فرد از جامعه خود و رسیدن به خودآگاهی برتر عنوان می کند، ناظر به علل و ریشه های اساسی موردنظر در این ساحت است، که در گذر سیر تطور روح جهانی(2)، انسان وضعیت اجتماعی و موقعیت شکلی تحقق یافته خود را در جامعه مدرن که بیگانگی و تنهایی از شاخصه های مهم و حائز اهمیتی در آن است معنا کرده و با نحوه ارتباط بیرونی (انسان با انسان) و نه (انسان با جهان) به دنبال اصول مطلق و غیرقابل تغییری است که با حفظ و اشاعه آن بتوان نظم و تعادل طبیعی در جامعه مدنی متمدن تکنولوژیک صنعتی شده را برقرار نمود.

   اضطراب آدمی از بار هستی در جهان مدرن انسانی یا انسان جهان مدرن، ناشی از گذر بشریت از مراحل دینی و حسی در جوامع قدیم و وسطایی به قول کیرکه گارد بوده و حال که به مرحله اخلاقی در حیات اجتماعی و فرهنگی خود رسیده است، یله ورها با کوله باری از تناقض های موجود در ذات هستی که در حقیقت شخصی من انسانی تجلی و جلوه نموده است، در نقطه دلهره تصمیم گیری و قضاوت (یا انتخاب) قرار دارد.

 نحوه ارتباط ساحتهای سه گانه

    ارتباط این ساحتها با یکدیگر و تاثیرپذیری آنها از همدیگر مقوله حساس و موضوع پیچیده دانش های تجربی یا حکمتهای غیرتجربی بشری است. مسلماً از این نقطه نظر که قلمروی میدان تزاحم و تعامل و تقابل این ساحتها به واسطه من انسانی هر فرد که در هر سه ساحت مشترک است، سطوح و نقاط مشترک زیر مجموعه ای دارند، بحثی نخواهد بود، لیکن تقسیم بندی موردنظر، ماهیتی ماهوی و مستقل از یکدیگر خواهد داشت، بدین دلیل که زمینه (context) هر کدام از ساحتها در جان آدمی از شاخصه و مولفه جداگانه ای نشات می گیرد.

    به عبارتی دیگر شاخصه ساحت نفسانی، «دل» یا آن لطیفه نهانی است و در ساحت ایمانی، «عقل» شاخص اساسی است. تقابل یا تضادی که نفس با دل و نیز عقل با ایمان در هر کدام از این ساحتها دارند، موجب بروز تحول و تحرک و پویایی جهان اندیشه انسانی می گردد. در قلمروی ساحت اخلاق شاخص مهم «عقل کلی» را می توان نام برد. این «عقل کلی» که امر مطلق جمعی یا قانون کلی حاکم بر عقل بشریت است، موجب پدیدار شدن این ساحت و مجموعه موازین اخلاقی خواهد بود.

    برای وضوح مطلب به حیطه های مختلف هنر و ادبیات نگاهی می کنیم تا ملاحظه شود که کاربرد این ساحتهای مستقل از همدیگر و در عین حال در سطوحی مشترک چون سه مجموعه دایره ای متداخل در سیر روند تفکر تاریخی جامعه بشری چگونه بوده است.

    ۱- به طور کلی و در یک نگاه آکرونیک(3) (دید از بالا یا دید کلی) در مقوله هنر موسیقی می توان اظهار داشت که موسیقی هایدن وباخ بیشتر و عمدتا در ساحت ایمانی و موسیقی موتزارت و بتهوون در ساحت نفسانی و موسیقی مدرن راک و جاز در ساحت اخلاقی و رفتار انسان مدرن جامعه عصر حاضر نمود و ظهور دارد.

 

  ۲- در ادبیات داستانی، بروز و ظهور داستانهای برق آسا (Flash Story) یا جریان سیال ذهن در رمانهای مارسل پروست یا جیمز جویس و ویرجینیا وولف و همچنین در نمونه های ایرانی رمانهای منیرو روانی پور یا حسین سناپور از شاخصه های ساحت اخلاقی و بیانگر رفتار فرد و قهرمان داستان در قبال انسانهای پیرامونی و نه جهان پیرامونی یا جهان درونی است، اگر چه در سطوح مشترک ساحتها، باز خورد این رفتار و کردار اجتماعی در درون فرد در حیطه و قلمرو ساحت نفسانی بازتاب داشته و مولف اثر هنری (text) دغدغه و تاویل(4) و مقصود اولیه خود را که چگونگی و چه باید کرد قهرمان یا ضد قهرمان داستانی است (قلمرو اخلاق) به گفتگوی درونی و کنکاش درونی فرد (قلمرو نفسانی) تسری داده است، لیکن این امر در تفسیر اثر و شرح و توضیح زمینه آن رخ داده است و نه در تاویل مولف.

 

   ۳- نقاش جهان مدرن که دغدغه چه باید کرد اجتماعی و رفتار فردی را دارد، تاثیر پذیر از این حیطه قلمروی اخلاقی همچون شاگال یا پیکاسو ویرانی و وحشت و اضطراب و سردرگمی انسان را بر بوم نقاشی خود نقش می زند و نمونه گویای این امر تابلوی دیواری گرونیکای پیکاسو است، در حالیکه نقاش عهد قدیم و در قلمروی ایمان همچون رافائل به نقش نگارههای مذهبی از دنیای بهشتی و دوزخی پرداخته و در قرون میانی و آغاز عصر رنسانس و صنعتی شدن جوامع داوینچی تابلوی مونالیزا را در زمینه احساس و عواطف درونی فرد شاخص یا تیپ آن روز جامعه به تصویر می کشد.

 

  ۴- سینما در جهان مدرنیزه شده امروز که به دنبال صنعتی نمودن هر پدیده اجتماعی و انسانی است، نقش بسیار گسترده و همه گیری دارد. عمق نفوذ و سطح گسترش این پدیده در جوامع مدرن تکنولوژیک به علت خاصیت تکرار شوندگی سهل و آسان‌اش (به صورت لوح فشرده CD یا DVD) دارای آن چنان ضریب تاثیر پذیری بالایی است که از آن می توان به عنوان ابزار دست حاکمان تولید فرهنگ و اندیشه سازان جمعی قلمروی شهر نشینی انسان مدرن یاد نمود. غافل بودن از عمق تاثیر این گونه از وسایل ارتباط جمعی و عدم ورود به این حیطه موجب عدم نهادینه شدن (عملی شدن) تفکر تولید شده روشنفکری خواهد بود. با این توجه و دقت به حساسیت این ابزار نشر و اشاعه اندیشه، می توان مظاهر شاخصه های اصلی و اساسی دغدغه و دل نگرانی و معضل پیچیده انسان مدرن را تشخیص داد. و با شناخت آن حداکثر استفاده ابزاری را در توسعه نیت خیر و اخلاق نیک نیتی بکار برد.

    بررسی مفاهیم و ایده های اصلی در آثار شاخص سینماگران جهانی و ایرانی به وضوح دغدغه ماهیتی وجودی بشر امروزین را تصویر خواهد نمود. فروپاشی موازین اخلاقی بنیادین و به کارگیری شاخصه هایی چون دروغ، خیانت، قتل و دزدی در فیلم های اخیر اسکورسیزی (دارودسته نیویورکی، departed ) و یا انهـــدام نهاد خانواده بر اثر دزدی و قتل در فیلـــم (Amours mores) ایناریتو و یا تنهایی و اضطراب بشری در فیلمهای آنجلوپلوس یونانی (دشت گریان یا گام معلق لک‌لک) و جیم جارموش در (باشگاه مشت زنی و زندگی سامورایی) نمایانگر تلاش و کوشش انسان مدرن شهر نشین شده برای دستیابی به اصولی پایدار و محکم در ساحت اخلاقی است.

    دغدغه سینماگران قدیم و جدید ایرانی همچون حاتمی کیا و اصغر فرهادی و مخملباف در آثار برجسته اشان (از کرخه تا راین، به نام پدر، روبان قرمز- چهارشنبه سوری- دستفروش و نوبت عاشقی) و نیز فیلم سازان قدیمی همچون بیضایی و داریوش مهرجویی (غریبه و مه، شاید وقتی دیگر،سگ کشی- میهمان مامان، اجاره نشین ها و سه گانه های لیلا، پری، سارا) نیز به نحوی بیان آرزوها و نیازهای انسان مدرن ایرانی در جهان مدرنیزه شده کنونی برای پایبندی به اصول اخلاقی و رعایت موازین بنیادی رفتار بهنجار اجتماعی در غیاب یا سکوت و یا افول ساحتهای دیگر انسانی یعنی نفسانی و ایمانی است.

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی