تفکر در مثنوی
دل دادن به کار / رضا جوانروح

" درد کار "

 

"  تا خود را به چیزی ندادی به کلیت، آن چیز صعب و دشوار می نماید، چون خود را به کلی به چیزی دادی. دیگر دشواری نماند. "

(مقالات شمس، دفتر اول/ص 85سطر 20)


 

    شروع هر کاری دشوار و سخت است . هراس آور است هر نوآوری و نو خواهی . آدمی در پی حفظ وضعیت موجود و شرایط از قبل تعیین شده است ، چون قاعده بازی در این میدان از پیش امتحان شده را می داند و ترسی از  بسر بردن در همان حیطه و ساحت را ندارد . راهی که قبلا طی نشده است ناشناخته است و نا شناس . تا آشنایی حاصل شود ، بیم از دست رفتن و ضایع شدن می رود .

  انگیزه و قصد آغاز هر کاری سخت ترین مرحله از کار است .از  اینرسی سکون و آنتروپی ساکن به حرکت رسیدن ،  نیازمند غلبه بر نیروی اصطکاکی مقابله کننده سهمگینی است . انرژی فراوان و زحمت دو چندان می طلبد ، آنهم برای بشری که در پی آسایش و قرار است . بیقراری و اضطراب از گام نهادن در وادی چیزی نو تمایل درونی و ذاتی انسان نیست .

   کار انجام دادن ، مستلزم درد و رنج است . دردی که بر جسم و تن آدمی  و رنجی که بر جان و روح او تازیانه خواهد زد . قوه محرک و تحرک آغازین از میل و هوس درونی خواهد خاست . هوسی که از عشق و نیاز سرشار است . هوسی دردآلود و عشقی رنج آلود .

" درد است که آدمی را رهبر است در هر کاری که هست. تا اورا درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد. او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود، خواه دنیا، خواه آخرت.

تن همچو مریم است و هر یکی عیسی داریم.اگر ما را درد پیدا شود عیسای ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راه نهانی که آمد به اصل خود بپیوندد، الا ما محروم مانیم  و ازو بی بهره. "

(فیه ما فیه /ص 27)

    در کوی و برزن عشق و عاشقی است که هر ناممکنی و دشواریی ناچیز و خوار شمرده شده و کوه بلند ، کاهی حقیر پنداشته خواهد شد . دردی که در این سیر ،  سالک رونده تحمل خواهد کرد شیرین و دلپذیر خواهد شد ، چون قصد و نیت هدایت کننده برای انجام کار در پرتو عاشقیت امر میسر و ممکن است . طلب درد در این حالت نه امری مازوخیستی که پدیده ای واقع گرایانه بوده و از عینیات کار بر خواهد خاست .

    تمایل و میل به انجام چیزی موجب بروز امکانی نو و شرایطی تازه می شود . امکانات و توانایی های آدمی شکوفا شده و به ثمر می نشیند . از قوه به فعل رسیدن استعدادها در گرو خواستن و تمنا کردن امری نو و کاری جدید است . صعوبت و مشکلات راه جزئی از پروسه نو خواهی و نو شوندگی است .

  شمس و مولانا در جستجوی راهی بودند که رهرو انسانی با اعتماد سازی و قوت دل بتواند سنگلاخ دشوار زندگی را طی کند و نا امید و مایوس نگردد. بداند که حرکت ضرورتا دردآلود است . بپذیرد که کارها با پذیرش ذهنی بشر و قبول نتایج منتج به سختی و همدلی تام به سرانجام می رسد . شوق وافر و تلاش از میان جان است که حصول به عاقبت کار را همراه دارد . سعی یی عاشقانه و مستمر . درد ی غیر مردن .

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی