تفکر در مثنوی
کو صوفی صافی ؟ / رضا جوانروح

 

"هر  قصه ای  را  مغزی هست  و  هر  حکایتی  را  قصدی   . 

 

 قصه  را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه  از بهر دفع ملالت. 

 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند."

 

                                                                                                                     (شمس تبریزی)

 

 

 

" صوفیان "

 

 نقلست که شیخ در صومعه نشسته بود با چهل  درویش، و هفت روز بود تا طعام نیافته بودند . یکی به در صومعه امد با خرواری آرد و گوسفندی ، خادم را گفت :  " صوفیان را آورده ام " .

 


 

شیخ بشنود ،  گفت : " ای درویشان می گوید : صوفیان را آورده ام هر کی از شما نسبت به تصوف در ست می توانید کردن بستانید ؛ که من باری زهره ندارم که لاف تصوف زنم . "

 همه دم در کشیدند تا آرد و گوسفند باز گردانیدند .

(نوشته بر دریا/ ابوالحسن خرقانی- ص147- گفتار 24)         

 

-------------------------------------------------------------------------------------------

 تعبیری بر متن :

    ادعای صوفی  بودن در وضعیت و مقام شامخ و واقعی بی نیازی و رهایی از تمنیات نفسانی کم مدعایی نیست . انکه در پی جاه و مقام و شهرتی نباشد و کیسه ای از آز و حرص ندوخته باشد ، صوفی بی غش و صافی است . ابوالحسن خرقانی از بزرگان بی همتای عرصه عرفان و تصوف بوده و دریای خلوص و دوستی . همچو اویی با این حال و شوکت و شکوه معنایی  درون ، در پاسخ  بانگ " کو صوفی صافی ؟ " از غرور و کبر ترسیده و در انکار آمده است  ، درسی است بر سالکان و شاگردان راهش .

    در جایگاه مرشدی و مرادی یا قطب و شیخی بودن و فریفته نشدن به ظواهر دنیوی و معنوی کاری است  سترگ و ارزشمند . امروزه روز در دنیای مدرن  بازیهایی از اینگونه ، محمل و بردی نداشته  و اصولا اعتنایی به این روابط مشکل ساز نخواهد شد . لیکن نیت و منظور پارسایان دینی و بزرگان عرفان،  ساختن انسانهایی  وارسته و  بی حاشیه  بوده است . به گفته  روانشناس دین ، ویلیام جیمز ،" وجود پارسایان و پارسایی در جهان انسانی غنیمتی ارزشمند است اگر چه ادعای انان باورپذیر  برای دیگران نبوده باشد" .

    بازخوانی سرشت و منش عارفان و پارسایان پیشین  نه به منزله تاکید و تائید صدق و کذب گفتاری انان است بلکه جوهره معنایی و انسانی از رفتار و گفتار صادقانه و بی ریای انان ادمی را سرمشق و الگو خواهد بود . ضمن انکه از نقطه نظر ادبیات غنی و پربار عارفانه  و بحث زبانی و کارکردی زبان و لحن گویش می توان درسهایی ارزشمند و مثمر ثمر گرفت . میراث قدما به منزله هویت جمعی ما در راستای عمل فرهنگی معنا و مفهوم خواهد پذیرفت . خوانش قصه واجد پیامی مضمونی است و سنتی نیکو و راهگشا .

-------------------------------------------------------------------------------------------

     پانوشت :

       " نوشته بر دریا " کتابی است تحقیقی ، توسط استاد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در باره زندگی و احوال و مقامات شیخ ابوالحسن خرقانی ، عارف وارسته و انسان دوست قرن چهارم و پنجم هجری ( 352 – 425 )  چاپ تهران ، نشر سخن ، سال 1384 . این کتاب و چهار کتاب دیگر ، از میراث عرفانی پیران خراسان ، اثری ارزشمند و بی نظیر ی است که حاصل سالها تحقیق و ممارست در متون کهن و روایت های متفاوت از سوی استاد  می باشد ؛تصحیح و گردآوری رساله های متعدد و نقل قولهای پراکنده در متون فارسی و عربی که تا قرن نهم شناخته شده اند ( حدود سی و چهار متن ) و تحلیلی انتقادی بر آنها ، اثر حاضر را کاملترین و دقیقترین نوشتار در مورد مقامات شیخ خرقانی نموده است .

    با قرار دادن این پست در وبلاگ در پی انیم که با باز خوانی حکایت های کهن از متون قدیم ، ضمن آشنایی با نحوه روایت قدما و لذت از سبک و واژگان زبانی ، برای انسان در جستجوی حقیقت زندگی در دنیای ومدرن امروزین ، نتایج و مغز نغز تجربیات درونی و شخصی عارفان و حکیمان دل آگاه را که درقالب قصص و امثال بیان شده است ، عریان کنیم. باشد که باب آشتی با دریای سعادت و آرامش پیشینیان ما را نیز به درگاه رستگاری رهنمون باشد .

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی