تفکر در مثنوی
لذت خوانش قصه ها - پرسش گری

                                                       "    هر قصه ای را  مغزی  هست  و  هر  حکایتی را  قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان ، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند.

 (شمس تبریزی)

 

"سوال کردن "

 

   "ان شخص سحوری به روز می زد بر در خانه ای ، ان شخص را شب روز شده بود ، ان یکی گفت درین خانه کسی نیست ، این سحوری برای که می زنی ؟ گفت : خاموش ! مردمان خانقاهها و کاروانسراها می کنند برای خدا ، من نیز برای خدا چیزی می زنم . من برای خدا می گویم ، تو سوال چون می کنی ، مثال تو ومن ، همچون ان نای زن است که نای می زد ، در این میانه بادی ازو جدا شد ، نای بر اسفل خود نهاد ، گفت : اگر تو بهتر می زنی ( بستان ) بزن .

   این قاعده ای است که چون سخن راست را متلون کنی ، و به تاویل گویی، اندکی برنجند و اغلب رقت اید و نه حالت ؛ مگر ان را که خدای تعالی مخصوص کرد به قابلیت، ولذت راستی  بدو رسانید . در ان مقام سوال نباید کردن، و خلق را خود چه سوال رسد ، چون فهم نمی کنند نگویم. "

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳ - مشتاقان مولوی

قصه قصه های مولانا در قونیه

  اذر ماه هرسال قصه قصه های انسانها در قونیه ، جایگاه فرود فریشته گان ، باز سروده می شود . از تمام اکناف و اقصائ عالم ،عاشقان و شیفتگان عشق گرد هم می ایند و باهم می سرایند داستان بی پایان شوریدگی و سرگشتگی انسان را . 

   فضای عطرانگیز و سرمستی جان های بیقرار، ان چنان شور و هیجانی دلپذیری را فراهم می کند که ادمی فارغ از هر گونه اندیشه و دین و مذهبی ، و برکنار از هرگونه ملیت و رنگ پوستی در جوار یکدیگر و دست در دست همدیگر پای کوبان غمها و الام های درونی می گردند . 

   تجربه بودن در فضایی رویایی و وهم انگیز همجواری مزار و قبه مولانای شمس تبریزی حتی پس از گذشت دهها قرن بی نظیر و غیر قابل توصیف است . در میان جمع بودن و فارغ ازانان در چشم و دل مولانا ، مولانای غایب حاضر ، فقط و فقط با بودن در انجا می شود درک گردد . تجربه ای ناب و شیرین . احساسی یکه . حضوری بی حضور . شیدایی و شوریدگی ... دیوانگی و دیوانگی و دیوانگی و ...  . 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳ - مشتاقان مولوی

"خشم بقال " / قصه ای از مقالات شمس

" هر  قصه ای  را  مغزی  هست  و  هر  حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان ، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند.

 (شمس تبریزی)

 

"خشم بقال "

   " آن بقال جهت یک پول که میکس کرده بود(چانه زدن در معامله) با مشتری در خشم شده بود . طبله ها را می ریخت و درهم می زد ، تا مردمان  آمدن او را گرفتن ، نزدیک پنجاه درهم تلف کرده بود . اکنون او را به آخر بسیار غصه کند ، اما آن ساعت چنان خشم بر او غالب شده بود . "

 ( مقالات شمس تبریزی / دفتر اول ، ص 112 سطر 6)         

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ - مشتاقان مولوی

" مستی و هوشیاری "

 

"مولانا را مستی هست در محبت، اما هشیاری در محبت نیست.

اما مرا مستی هست در محبت و هوشیاری در محبت  هست.

مرا آن نسیان نباشد در مستی. دنیا را چه زهره باشد که مرا در حجاب کند، یا در حجاب رود از من ."

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

گوهرهای جانی / غزلی از مولانا

"گوهر جان "

 

چو با ما ، یار ما،  امروز جفتست

بگویم، آنچه هرگز کس نگفته‌ست!

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

روزجهانی عرفان ، روز شمس تبریزی

" هشتم آذر ماه هر سال ؟ "

 ۲۶  جمادی الاخر سال ۶۴۲قمری  که  در تقویم هجری شمسی همان سال  مصادف ۸ اذر ماه سال ۶۲۲است، یادآور دیدار دو دوستی  است که حادثه آفرین و سرنوشت ساز بوده اند . دیدار حضرت مولانا و شمس تبریزی . دیداری که در شهر قونیه  توفانی سهمگین و جانسوز برپا کرده است و اثرات این توفان انسانساز و انسانسوز هنوز که هنوز است باقی است !

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

من بارها زائیده ام !

" من بارها زائیده ام ! "

 

در عاشقی پیچیده ام

دل را ز خود بر کنده ام

ار بیخ و بن سوزیده ام

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

همنشینی خدا / قصص متونی

" هر  قصه ای  را  مغزی  هست  و  هر  حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند.

 (شمس تبریزی)

 

"همنشین ادمی"

 

     اَستر ،  ُشتر را پرسید که  :  " چونست که من بسیار در سَر می آیم ، تو کم در سَر می آئی ؟ "

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

" جان همنشین " / سخنی از شمس و مولانا

" جان همنشین "

 

"هر که من با او باشم از چه غم دارد؟ از همه عالم باک ندارد ."

 

(مقالات شمس تبریزی ، دفتر اول/ص 76سطر 9)

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

"نگاه مجنون وار " / قصص متونی از شمس تبریزی

" هر  قصه ای  را  مغزی  هست  و  هر  حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند. "

 (شمس تبریزی)

 

"نگاه مجنون "

 

   " چنانکه گفت هارون الرشید که این لیلی را بیاورید تا من ببینمش که مجنون چنین شوری از عشق او در جهان انداخت ، و از مشرق تا مغرب قصه عشق او را عاشقان آینه خود ساخته اند .

     خرج بسیار کردند و حیله بسیار ، و لیلی را بیاوردند . به خلوت درآمد خلیفه شبانگاه ، شمعها برافروخته ، دراو نظر می کرد ساعتی ، و ساعتی سر پیش می انداخت . با خود گفت که در سخنش درآرم ، باشد به واسطه سخن در روی او ان چیز ظاهرتر شود .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

قیامت یار / غزلی از مولانا

" قیامت "

 

مرا چون تا قیامت یار،  این  است

خراب و مست باشم کار ، این است

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

" شکافتن پرده پندار " / رضا جوانروح

" حجاب کلام "

 

"معنی سخن گفتن با کسی همچنین باشد که پیش چشم تو و دل تو حجابی  است همچنین، من آن حجاب را بر می دارم" .

(مقالات شمس، دفتر اول / ص 249/سطر 20)

 

   سخن و واژگان معنا سازی می کنند . ارتباط  بین الاذهانی مابین انسانها با کلام و حرف امکان پذیر است . انتقال مفهومی و منظوری درونی بجز از راه گفتگو میسر نخواهد بود . چاره ای نیست و گریزی که بشود برای کسی دیگر مقصودی را بیان کرد مگر آنکه به حرف و سخن درآئیم .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

این چه شیوه‌ است / غزلی از مولانا

" شیوه "

 

بگو ! ای یار همراز این چه شیوه ا‌ست؟

دگرگون گشته‌ای باز، این چه شیوه‌ است

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

سفر ِعشق / رضا جوانروح

"ز آغازْ عهدی کرده ام، کاینْ جانْ فدای ِشه کنم                    

                            بشکسته بادا پُشت ِجانْ گر عهد و پیمانْ بشکنم"

 

این روزها باز،  هوای عَطر قونیه در سر عاشقان شیدای شوریده  می پیچد .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

سماع جان عاشقان / رضا جوانروح

"شهر رقصندگان جان "

   چند روزی دیگر در استانه کعبه عاشقان ، شهر قونیه ، و در جوار بارگاه گنبد خضراء مراسم و مجالس سماع بر پاست . چرخندگان درویش و سماع زنان شیدا از سراسر نقاط گیتی در این ده روزه شبهای پاسداشت گذر مولانا به جهان باقی ، گرد هم امده و بی تکلف و بی ادعا روزگاری خوش را تجربه می کنند . سماع اگرچه در طول تاریخ فرقه مولویه دارای آداب و رسومی خاص و پرتکلف شده است ، ولی انچنان که از سیرت و میراث مولانا نقل است ، او خود بی هیچ ادابی و ترتیبی این رقص جانانه جسم و جان را در هر کوی و برزن بجای می اورد .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

تکرار اندیشه یا اندیشه تکرار / رضا جوانروح

 26 جمادی الثانی هر سال قمری یادآور یکی از شگفت انگیزترین ملاقاتهای سرنوشت ساز دو ادمی در طول تاریخ تمدن بشری است ؛ برخورد مولانا و شمس تبریزی . ملاقاتهایی که انسان ساز بوده و تاثیر بسزایی در روند ارتقاء تفکر بشری داشته است ، سقراط با افلاطون ، موسی و فرعون ، محمد رسول الله با عمر ، ابن رشد با ابن عربی و ...  همگی موجب تحولی اساسی در آن افراد و اطرافیان آنها شده است ؛ اما هیچ کدام به اندازه دیدار این دو دوست ، مولانا و شمس ، دگرگون ساز و حیرت آور نبوده است . چند سال پیش بنا به درخواست دوستی روزنامه نگار به مناسبت همین فرخنده روز مقاله ای برای روزنامه شرق نوشتم که چاپ شد ( روزنامه شرق مورخ ۲۴/۴/۸۶ )، امروز که باز هوای شوق این فضای دیداری و شنیداری در گوشه گوشه های جانم می وزید ، گفتم که آن نوشتار را که هنوز هم تازه گی دارد ، در این صفحات مجازی بگذارم ؛ باشد که مقصود از وجود آن همچون مقصود از وجود عالم در بیان آن درویش شوریده سر گردد .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

8 آذر ماه ، روز جهانی عرفان / رضا جوانروح

" هشتم آذر ماه هر سال ؟ "

 ۲۶  جمادی الاخر سال ۶۴۲قمری  که  در تقویم هجری شمسی مصادف ۸ اذر ماه سال ۶۲۲است یادآور دیدار دو دوستی  است که حادثه آفرین و سرنوشت ساز بوده اند . دیدار حضرت مولانا و شمس تبریزی . دیداری که در شهر قونیه  توفانی سهمگین و جانسوز برپا کرده است و اثرات این توفان انسانساز و انسانسوز هنوز که هنوز است باقی است !

 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

غم وشادی در اندیشه ی مولانا / محمد حسین بهرامیان و الهام

  مولوی هیچ وقت از ترس خدا گریه نمی کند زیرا خداوند در تصور او نور صرف و فیض مطلق است. به این صورت محبوب عشق می ورزد و دیوانه وار عشق می ورزد. روح او از عشق و امید لبریز است از این رو پیوسته از شادی و خنده دم می زند.

      ---------------------------------------------------------------------------------

 در دیوان شمس از گریه و زاری اثری نیست و اگر هم گاهی اسمی از گریه بیاید به مناسبت فراق یاری و شرح تأثر جان پر مهری است.

     ----------------------------------------------------------------------------------

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

شمسِ ِدل و دین ، محمد علی ِبن یوسفِ بن موحد ِتبریزی

هشتم مهر ماه هر سال که به مناسبت تولد مولانا ، روز جهانی مولوی از سوی یونسکو نامگذاری شده است ، یادآور خاطرات  دلنشینی است از مجالس و مراسمی که به این مناسبت در محا فل خصوصی و عمومی برگذار می شد . امسال و چندی قبل که به بهانه نود مین سال روز تولد  جناب استاد دکتر محمد علی موحد از سوی شهر کتاب، نشست پربار و دل انگیزی برگذار شد و سخنها و حرفهایی به همراه تقدیر و تشکر از ایشان بعمل آمد و دوستان و هوادارن و هواخواهان او ، از ریز و درشت ، از غریبه و آشنا ، از همراه و فامیل  ، از همکار و رقیب ، در این بزرگداشت جمع شدند ؛ کتاب " جشن نامه استاد دکتر محمد علی موحد " نیز در معرض فروش و ابتیاع عام گذاشته شده بود .استاد هم نسخ در دست خریداران را به پاس بزرگی و مهر درون، قلمی می کرد . این مختصر یادداشت، حاصل مطالعه کتاب و نتیجه احترام دلانه به این بزرگوار روزگار سخت است . باشد که در این خجسته روز حضرت خداوندگاری مولانا ی عزیز ، یادگاری بر این گنبد  خضرای جان عاشقان اش  باد . تا باد چنین بادا .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

سلطان جانم در جهان / غزلی از مولانا

" این جهان "

 

کاری ندارد این جهان، تا چند گل کاری کنم؟

حاجت ندارد یار من ، تا که منش یاری کنم

 

من خاک تیره نیستم ، تا باد بر بادم دهد!

من چرخ ازرق نیستم ، تا خرقه زنگاری کنم

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

آواره نخواهد شد / غزلی از مولانا

" نان پاره "

  

نان پاره ز من بستان  ، جان پاره نخواهد شد

آواره عشق ما  ، آواره نخواهد شد

 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

این خانه چه خانه‌ست؟ / غزلی از مولانا

" خانه عشق  "

 

این خانه که پیوسته در او بانگ چَغانه‌ست

از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه‌ست؟

 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

دل دادن به کار / رضا جوانروح

" درد کار "

 

"  تا خود را به چیزی ندادی به کلیت، آن چیز صعب و دشوار می نماید، چون خود را به کلی به چیزی دادی. دیگر دشواری نماند. "

(مقالات شمس، دفتر اول/ص 85سطر 20)

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱ - مشتاقان مولوی

بهار آمده است

بهار آمد بهار آمد، بهار مشکبار آمد

نگار آمد نگار آمد، نگار بردبار آمد

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

پنهان شدم ، ولی مرا یافت / غزلی از مولانا

بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت

سرمست همی‌گشت به بازار مرا یافت

 

پنهان شدم از نرگس مخمور،  مرا دید

بگریختم از خانه خمار،  مرا یافت

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

" ... الا هوسی دیگر " / به یاد خاطرات قونیه _ رضا جوانروح

"ز آغاز عهدی کرده ام کاین جان فدای شه کنم

                            بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم"

 

این روزها باز،  هوای ِعطر ِکوچه هایِ ِقونیه در سر ِسرْمَستان ِخدا می پیچد .

 این روزها باز ، عده ای عزم ِسفر دارند و عده ای سودای ِآن می کشند .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

عیب و هنر آدمی از نگاه شمس تبریزی / رضا جوانروح

" هر  قصه ای  را  مغزی هست  و  هر حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند.

 (شمس تبریزی)

 

" عیب  و هنر  "

 

   " عیبی باشد در آدمی که هزار هُنر را بپوشاند ، و یک هُنر باشد که هزار عیب را بپوشاند .آن یکی را همه عیبها نبُودْ اِلاٌ کینه دار بود ، هنُرهاش را پوشانید ؛ و سرانجامشْ چه شد ؟ وَ اِنّ عَلَیک الْلعْنُه .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

ای شمس تبریزی بیا ! با ما مکن جور و جفا ! / رضا جوانروح

 " روز عرفان یا شمس تبریزی "

     "این بار شما از سخن شمس الدین ذوق بیشتر خواهید یافتن ، زیرا که بادبان کشتی وجود مرد،  اعتقاد است. چون بادبان باشد، باد وی را به جای عظیم برد و چون بادبان نباشد، سخن باد باشد."   (فیه ما فیه/ص75)

    در تاریخ عرفان ایرانی، نَه تاریخ تولد و نَه تاریخ مرگ شمس تبریزی به تحقیق مشخص است، لیکن تاریخ آشنایی و رودررویی شمس با مولانا در قونیه به تحقیق و قطعاً مشخص است (26جمادی الاخر سال 642 هجری قمری، برابر 29 نوامبر سال 1244 میلادی، برابر 8 آذر ماه سال 622 هجری شمسی) .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

" خرقه صحبت " شمس تبریزی / رضا جوانروح

" خرقه صحبت "

 

"آن کس که به صحبت من ره یافت، علامتش آن است که صحبت دیگران بر او سرد شود و تلخ شود .نه چنان که سرد شود و همچنین صحبت می کند، بلکه چنان که نتواند با ایشان صحبت کردن".

( مقالات شمس تبریزی، دفتر اول /ص74 سطر7)

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

باز خوانی قصص متونی - " در پی جانها " / رضا جوانروح

" هر  قصه ای  را  مغزی هست  و  هر حکایتی را   قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند."

                                                                                                                    (شمس تبریزی)

                                                   

                               "     جانها در پی او  "                                                         

 

    " ابراهیم ادهم پیش از آنکه ملک بلخ بگذارد ، درین هوس مالها بذل کردی و به تن طاعتها کردی ، و گفتی چه کنم ؟ و این چگونه است که گشایش نمی شود ؟

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

معجزه در نظر شمس تبریزی / رضا جوانروح

 

" زهی قران پارسی،زهی وحی ناطق پاک!

حالتی بود . در محلتی می  گذشتم،آواز چنگ می شنیدم.آن یکی گفت : درویش  وانگه سماع چنگ ؟   

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

" ساحت ماهیتی انسان مدرن " ( بخش اول ) / رضا جوانروح

 انسان مدرن در جهان امروزین و دنیای متجدد با مشخصه ها و مولفه های متعدد آن به دنبال کدام معنا و کدام اصالت ماهیتی وجودی است؟

     برای ورود به زمینه بحث، شناخت و طبقه بندی ساحت های وجودی انسان که نشانی از اصالت در ماهیت ساختاری آدمی دارد، ضروری است.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

لطف و قهر / رضا جوانروح

 

 "یکی گفت که مولانا همه لطف است، و مولانا شمس الدین را هم صفت لطف است و هم صفت قهر است... او مرا موصوف می کرد به اوصاف خدا، که هم قهر دارد و هم لطف.

    آن سخن او نبود و قران نبود و احادیث نبود. آن سخن من بود که به زبان او می رفت...

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

معجزه و کرامات / رضا جوانروح

" زهی قران پارسی،زهی وحی ناطق پاک!

     حالتی بود . در محلتی می گذشتم،آواز چنگ می شنیدم.آن یکی گفت : درویش  وانگه سماع چنگ ؟!

    حالت نازک بود،ناگاه از دهانم بیرون جست که نبینی و نشنوی.همان ساعت ، دست همچنین کرد و دیوار گرفت.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

مقهور حق / رضا جوانروح

هر قصه ای  را  مغزی هست  و  هر حکایتی را  قصدی   . 

 قصه را جهت آن مغز آورده اند  بزرگان، نه از بهر دفع ملالت. 

 به صورت حکایت برای آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمایند."

( شمس تبریزی )

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

تفکر پیچیده فاضل / رضا جوانروح

" فهم فهمیدن "

 

"هر که فاضل تر دورتر از مقصود، هرچند فکرش غامضتر، دورتر است . این کار دل است ،کار پیشانی نیست."

 

(مقالات شمس تبریزی ، دفتر اول / ص 75،سطر 13)

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

اولیاء اطفال حقند ای پسر ! / بررسی نظر مولانا در مورد مفاهیم "پیر" و "ولی"

«یا حــــق»

 

 (نوشته شده توسط رضا جوانروح)

 

«پیرِ من و مرادِ من/شمسِ من و خدای من»

 

اگر مولوی شمس تبریزی را نمی دید و در ادامه حیات معنوی و روحانی خود همچون یک اندیشمند آگاه و دانایی که در علوم اسلامی و معارف دینی عُور و تفحص می نمود. مانند هزاران ادیب یا عالم یا حکیم یا فقیه قبل و بعد از خود در جهان هستی، مدتی می زیست و گمنام از دنیا می رفت. آشنایی مولانا با شمس چه در اثر یک اتفاق (که اینگونه نبوده است) و یا بر اثر یک برنامة کلی در روند تعالی فرهنگ و ادب انسانی بوده باشد، نشانگر و نماینده آن جلوة ظاهری از مولاناست

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩ - مشتاقان مولوی