تفکر در مثنوی
" قصه های مولانا " /معرفی کتاب " روایت شناسی داستانهای مثنوی &quo

" قصه های مولانا "

معرفی کتاب " روایت شناسی داستانهای مثنوی "    سمیرا بامشکی

 

     انتشارات هرمس از سال  1389 و پس از برپایی جایزه بهترین پایان نامه های دکتری دانشگاههای ایران در رشته های " زبان و ادبیات فارسی " و " ادیان و عرفان " به پیشنهاد و پشتیبانی مالی استاد قتح الله مجتبایی قصد آن دارد تا برگزیده این جشن سالانه را به صورت کتاب چاپ و منتشر کند . کاری بس نیکو و ارجمند در راستای معرفی ظرفیتها و ارزشهای ملی در عرصه فرهنگ و ادب کشور .

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢ - مشتاقان مولوی

عشق چیست ؟ / رضا جوانروح

متنی که در پی می آید، سخنرانی دکتر غلامرضا اعوانی استاد برجسته فلسفه در سمینار جلال‌الدین رومی در دانشگاه تورنتو است که در وبلاگ مهمان وی منتشر شده است

         سخن گفتن از عشق در «مثنوی معنوی» جلال‌الدین محمد بلخی، آن ستاره درخشان آسمان عرفان و آن یگانه دوران، کاری به غایت دشوار است، ‌زیرا عشق از دیدگاه حضرت مولانا بحری است بس ژرف و عمیق که کس به ژرفای آن نتوان رسید و سیاحان این بحر برای فرا چنگ آوردن در و مروارید آن چه بسا در آن غرقه گشته‌اند و آب دریا غریقان این بحر را در ساحل افکنده است.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

قرائت مولانا از جهان / محمد مجتهد شبستری - تنظیم از رضا جوانروح

                           "  حکایتگر  خدا ی جهان "

   

    جلا‌ل‌الدین رومی در مثنوی معنوی ، جهان را قرائت می‌کند؛ قرائتی داستانی عرفانی.  مثنوی وی بیش از هر چیز یک  "خواندن" است، خواندن جهان که شامل انسان هم هست ، به مثابه پدیدارهایی که معنای نهایی همه آنها " خدا " است. سبک این خواندن " حکایت " است و او یک حکایت‌کننده است .  او از آنچه بر جهان گذشته و می‌گذرد و به صورت پدیدارها آشکار می‌شود حکایت می‌کند.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

رهروان طریق / نگاهی به صفات باطنی سالکان و واصلان از نظر مولانا (بخش اول)

«مراتبِ سالکان و واصلان»

                               (تحقیق وتفحص از رضا جوانروح)

      با عنایت به آنچه که در مقولة «پیر»‌ و «ولی» از نگاهِ مولانا گفته شد، به منظور وضوح بیشتر موضوع در خصوص مراتب و درجات معنوی و صفات باطنی سالکان راهِ حق و نیز واصلانِ به اسرارِ الهی، غوری در متن مثنوی مولوی و تفحصّی چند در این باب به عمل آمد تا تفاوتِ ظاهری و مراتبِ‌ دل و صفات باطنی و درجات معنوی این دو گروه از رهروان و جویندگان حق معلوم گردد.

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳٩٠ - مشتاقان مولوی

مثنوی را نیست پایانی پدید

 مثنوی معنوی

مثنوی، مشهور به مثنوی معنوی یا مثنوی مولوی، نام کتاب شعری از مولانا جلاالدین محمد بلخی شاعر و صوفی پارسی گو است. این کتاب از ۲۶۰۰۰بیت و ۶ دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتاب‌های ادبیات عرفانی کهن  و حکمت فارسی پس ازاسلام است. این کتاب درقالب شعری مثنوی سروده شده‌است؛ که در واقع عنوان کتاب نیز می‌باشد. در این کتاب ۴۲۴ داستان پی‌درپی به شیوهٔ داستان سختی‌های انسان در راه رسیدن به معبود را بیان می‌کند. بیت نخست دفتر اول مثنوی معنوی به نی نامه شهرت دارد و چکیده‌ای از مفهوم ۶ دفتر است. این کتاب به درخواست شاگرد مولوی، حسام الدین حسن چلبی، در سالهای ۶۶۲ تا ۶۷۲ هجری/۱۲۶۰ میلادی تالیف شد. مولانا در این کتاب مجموعه‌ای از اندیشه‌های فرهنگ اسلامی را گرد آورده‌است.

 ساختار ادبی مثنوی

مثنوی‌ مولوی، همانند بیشتر مثنوی‌های صوفیانه ، به صورت عمده از «داستان» به عنوان ابزاری برای بیان تعلیمات تصوف استفاده می‌کند. ترتیب قرار گرفتن داستان‌های گوناگون در این کتاب ظاهراً نظم مشخصی ندارد. شخصیت‌های اصلی داستان‌ها می‌تواند از پیامبران و پادشاهان تا چوپانان و بردگان باشد. حیوانات نیز نقش پررنگی در این داستان‌ها بازی می‌کنند. آخرین داستان مثنوی شاهزادگان و دژ هوش ربا، با وفات مولوی ناتمام ماند. دفتر ششم مثنوی از همین روی دفتری ناتمام است. فرزند او مثنوی زیبایی دارد که در آن از مرگ پدر و ناتمام ماندن مثنوی گله کرده‌است. اصل داستان را البته جویندگان می‌توانند در مقالات شمس تبریزی بیابند و از بخش پایانی قصه مطلع شوند.

مولوی در مثنوی تبحر خود را در استفاده از اتفاقات روزمره برای توضیح دیدگاه‌های عرفانی‌اش نشان می‌دهد. ویژگی تمایزبخش دیگر این کتاب میزان گریزهای مکرر آن از داستان اصلی برای توضیح (گاه مفصل) نکات مختلف جنبی داستان است. این نکته ممکن است بیانگر این باشد که برای مولانا مضمون داستان اهمیت بسیار بیشتری از سبک نگارش داشته‌است.

مثنوی و کتب آسمانی

برخی از ادیبان، مثنوی را تالی کتب آسمانی خوانده‌اند و برخی پا را از این هم فراتر نهاده و آنرا مصحف ثانی نام نهاده‌اند. جامی، مثنوی معنوی را «قرآن در زبان فارسی» نامیده‌است. بنابر نظر جلال الدین همایی ، مثنوی اگر از سروده‌های گاتا، اوستای زرتشت ، وداهای هندوان و عهد جدید مسیحیان (قرآن و عهد عتیق مستثنی شده‌اند) که در دسترسند، عمیق تر و پر مایه تر نباشد، قدر مسلم کمتر هم نیست. دلیل این اعتقاد به دو نکته باز می‌گردد. نکته اول آنکه سرچشمه فیض و سرمایه‌ای که سبب تالیف مثنوی گشته همانا وحی الهی است و این در جای جای مثنوی مشهود است. بنابر اعتقاد مسلمانان، وحی به پیامبران مختص نیست و چه بسا به تعبیر قرآن بر زنبور عسل نیز نازل گردد. بنابراین اعتقاد است که در مثنوی آمده‌است.

هم کم از وحی دل زنبور نیست     گیرم این وحی نبی گنجور نیست

خانهٔ وحیش پر از حلوا شده است  چونکه اوحی الرب الی النحل آمده است

دلیل دوم آنکه مولانا روحی وحی‌شناس داشته و این روح اثر خود را به شکل چشمگیری در مثنوی به جای گذاشته‌است.

گر نبودی روح های غیب‌گیر     وحی نآوردی ز گردون یک بشیر

 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩ - مشتاقان مولوی