همین خواهم / غرلی از مولانا

 

من تاج نمی‌خواهم !من تخت نمی‌خواهم!

در خدمتت افتاده ،  بر روی زمین خواهم!

 

 

 

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من

گفتا: که چه می خواهی ؟ گفتم: که همین خواهم!

 

با باد صبا خواهم، تا دم بزنم، لیکن

چون من دم خود دارم ،همراز مهین خواهم

 

در حلقه میقاتم ،ایمن شده ز آفاتم

مومم ز پی ختمت ، زان نقش نگین خواهم

 

ماهی دگر است ای جان، اندر دل مه پنهان

زین علم یقینستم  ، آن عین یقین   خواهم

 

                                                         " مولانا "

/ 2 نظر / 59 بازدید
بینش

با عرض سلام و ادب . وبلاگم بروز شده است و خوشحال می شوم که سری بما زده از نظرات خویش ما را بهرمند بفرمایید . درود بر شما که یکی از زیبا ترین غزلیات شمس را آورده اید موفق باشید

رضا منصورزاده

با عرض سلام و عرض عذرخواهی فراوان که این مدت مدید را نبودم انشالله در صورت رفع پاره ای مشکلات همراهی خواهم کرد .